گفت وگو با فریدون آسرایی

در گذر از پیچ و خم‌های جاده چالوس، جایی مابین پل خواب و گچسر، به منطقه خوش آب و هوایی برمی‌خوریم که پر از دار و درخت و باغ‌های خوش رنگ و بوست. منطقه ای که در من حسی نوستالژیک از خاطرات دوران کودکی را زنده می‌کند. آن‌هایی که مسافران آشنای جاده چالوس هستند، وقتی با تابلوی به  “آسارا” خوش آمدید مواجه می‌شوند ، ناخودآگاه فشار پایشان روی پدال گاز را کم می‌کنند. لذت گذر از این بخش جاده را با طعم دوغ محلی حاج آقای همیشه اخموی صاحب لبنیاتی تکمیل می‌کنند. اما یک لذت دلچسب دیگر در این منطقه وجود دارد که حواس هر رهگذری را پرت می‌کند. آن هم صدای مخملی فریدون است. برای جوانانی که در دهه‌ی ۸۰ با آهنگ”اهای خوش گل عاشق” روزها و شب‌هایشان را سپری می‌کردند، باورش سخت بود که خواننده این عاشقانه، نیم قرن تجربه زندگی دارد.
وقتی فریدون از خاطرات آن دوران می‌گوید، آن وقت است که متوجه می‌شویم این تکنولوژی‌های ارتباطی چقدر سرعت دسترسی مردم به اطلاعات را افزایش داده است.

او می گوید: ” روزی در باغ خانوادگیم در آسارا، مشغول باغ بانی و آبیاری بودم. چند جوان ماشینشان را در کنار رودخانه مجاور باغ متوقف کرده بودند و از طبیعت لذت می‌بردند و البته به آهنگ آهای خوشگل عاشق گوش می‌کردند که آن دوران بسیار پرطرفدار بود. دوست من که در نزدیکی آن‌ها بود به جوان‌ها گفت: “می‌دونید خواننده این آهنگ کیه؟ همون آقایی که اون طرف رود با یک بیل در حال نهر درست کردن پای درخت‌ها برای ابیاریه این آهنگ رو خونده. فریدون آسرایی.”

جوونها به هم نگاه کردنند. یک نگاهی هم به سرتاپای من انداختند و رو به دوستم گفتند: ” برو آقا. مارو مسخره کردی؟ اون کارگر این آهنگ رو خونده؟”

بله همون کارگری که مهندسی کشاورزی خونده و عاشق طبیعت و گل و گیاهه، خواننده‌ی خیلی از ترانه‌های عاشقانه است.

وقتی از فریدون پرسیدم که زندگی شخصی فریدون آسرایی چطور سپری میشه، جواب داد: “باغی در زعفرانیه کرج دارم و هر هفته و گاهی هر روز وقت خودم رو در اون باغ سپری می کنم جایی که احساس آرامش می‌کنم ”

فریدون آسرایی دلش از خیابان های شهر پر بود، می‌گفت بیشتر مواقع با وسایل نقلیه عمومی تردد می‌کنم و خیلی حالم بد می‌شه وقتی با ماشین شخصی در خیابان رانندگی می‌کنم. اینکه می‌بینی هستند آدم‌هایی که حقوق دیگران رو پایمال می‌کنن از خودت بدت میاد. فریدون آسرایی معتقده که شهر دارای تعریف است و نمیشه تعریفی برای شهر تهران داشت و باید بگم این شهر حال آدم‌هایی که با قوانین و مقررات زندگی می‌کنند رو بد می‌کنه. با حرفای فریدون آسرایی موافقم چرا که بعضی از همین آدم‌ها بیرون از ایران و یا همین کیش خودمان آنقدر قانونمند رفتار می‌کنن که انگار کتاب قانون را خودشان نوشتن ولی در خیابان‌های تهران گویا تمام صفحات کتاب قانون تار می‌شود.

در مورد فعالیت این روزهایش سوال کردم که جواب داد: هر هفته مشغول ورزش کردن هستم و به فوتبال علاقه زیادی دارم و در کنار آن هم فعالیت‌های اجتماعی رو دنبال می‌کنم.

فریدون آسرایی در مورد کارهای جدیدش برام گفت، تازگی‌ها بر روی چند موزیک جدید کار کرده که به زودی باید منتظرشون باشیم. حتی موزیک ویدیوی سنگدل هم به زودی منتشر می‌شه و موزیکی برای برنامه وقتشه از شبکه نسیم رو به پایان رسونده و همینطور در انتظار مجوز برای آهنگ تازگیاست.

فریدون آسرایی فعالیت چندانی در شبکه‌های اجتماعی نداره و میگه: “بیشتر فعالیتم در دنیای دیجیتالی رو به پاسخ دادن به پیام‌های دوستان و هوادارنم در تلگرام اختصاص می‌دم.  بعضی مواقع به این فکر می‌کنم که تلفنم را عوض کنم و یا به مدیر برنامه‌هام بدم و خودم رو از این فضا دور کنم ولی خب جدایی از این دنیا غیر ممکنه.”

ازش پرسیدم چی میشه که فریدون آسرایی با اون گذشته مثال زدنی و پر فراز و نشیب به ایران میاد و بیش از یک دهه فعالیت می‌کنه و همیشه به روز و حتی جلوتر از زمان خودش کار می‌کنه اما هیچوقت رفتارش و اخلاقش با مخاطبش تغییر نمی‌کنه؟

” گفت پیش از اینکه به ایران بیام دوستان زیادی در عرصه هنر داشتم و از یک موضوع آگاهی داشتم و اون هم اینکه هنرمند و یا چهره شدن برای مردم و مخاطب مثل مد می‌مونه و تا زمانی که به روز هستی و اون چیزی رو که اون‌ها می‌خوان رو بهشون بدی دوستت دارن و این طبیعیه که اگر از مد بیافتی از یاد هم خواهی رفت و این موضوع همه جای دنیا اتفاق میافته و فقط مربوط به ایران نیست. خیلی از هنرمندان و حتی ورزشکاران روزی همه جا بودند ولی حالا اسمی از اون‌ها نمی شنوین. من با این علم به ایران آمدم و شروع به کار کردم.

این رو باید بدونیم که همیشه ستاره نمی‌مونیم. من در زندگی سعی کردم که چیزی من رو عوض نکنه و تحت تاثیر حرف‌ها و حواشی قرار نگیرم. سعی کردم در زندگی خودم باشم و این خط رو از جوانی دنبال کردم چه در زندگی شخصی و چه در زندگی هنری.”

درباره مزایای زندگی دیجیتالی ازش پرسیدم که گفت: ” رویای زندگی هوشمند به سال‌ها قبل برمیگرده زمانی که در فیلم‌هایی مثل استارترک و فیلم‌های دیگه که ارتباط تصویری از راه دور رو می‌دیدم و یا حرکت با سرعت نور و امروز تلفن موبایل رو داریم که بوسیله اون با هم از سراسر دنیا تماس تصویری برقرار می‌کنیم و به زودی هم احتمالا با سرعت نور جابجا می‌شیم. از نظر ارتباطات کارها بسیار راحت تر شده اما باید ببینیم این می‌ارزه به چیزهایی که در مقابل از دست دادیم یا نه. برای مثال روزی به رستورانی رفتم و چهار نفر رو پشت یک میز دیدم که هر چهار نفر سرشون توی موبایل بود و از دنیای اطرافشون بی خبر بودن.”

به نظر فریدون آسرایی بدی‌های زندگی دیجیتالی از خوبی‌هاش بیشتره و دلش نمی‌خواد زندگی زیبا و آرومش رو با یک دنیای مجازی عوض کنه.

ازش پرسیدم اگر خواننده نمی‌شدی چه کاره می‌شدی که گفت:  “من در رشته مهندسی کشاورزی تحصیل کردم و با توجه به این که از زمان جوانی پروژه‌های زیادی در منطقه زندگی ما آسارا انجام می‌شد، دوست داشتم رییس منابع طبیعی آن منطقه باشم. در آن دوران وقتی با یکی از دوستانم به کافه‌ی روبروی کاخ کشاورزی می‌رفتیم، بهش می‌گفتم اگر مهندس کشاورزی بشم روزی بر می‌گردم و مدیر یکی از این طبقات می‌شم. ولی اتفاقاتی خارج از کشور تو دوران تحصیل برای من افتاد که تصمیم گرفتم به کانادا سفر کنم و مثل میلیون‌ها ایرانی که هرکدام برای خودشان دلیلی برای باز نگشتن دارن تصمیم گرفتم در کانادا بمونم. در کانادا از کارهای بسیار ابتدایی شروع کردم و بعد از دوسال تونستم صاحب رستوران بشم و بعد وارد بیزنس صوتی و تصویری شدم و وقتی که به ایران اومدم همه آن مغازه ها را از دست دادم و از همون موقع بود که وارد حرفه موسیقی شدم. تقریبا ۲۷ سال پیش.”

به فریدون آسرایی گفتم اگر قرار باشه پیامی برای جوان‌هایی که تازه می‌خوان کسب و کاری رو آغاز کنن بگی اون چیه؟ گفت اولین چیزی که می‌گم اینه که وارد حوزه‌ای بشید که در موردش اطلاعات داشته باشید و اگر بخوام به دوستانی که می‌خوان وارد حرفه من بشن توصیه‌ای داشته باشم اینه که گول یکسری شرکت‌ها و مجموعه‌هایی که در این حوزه هستن رو نخورید و به جای جمع کردن آلبوم برید و به صورت تک آهنگ وارد این کار بشنید و ببینید چه اتفاقی براتون رخ می‌ده و همین مسیر رو ادامه بدید تا اگر به موفقیت رسیدن کارهای بزرگتری انجام بدید و به هیچ وجه گول وعده‌های پوچ رو نخورید چرا که موفقیت در کارهای هنری به خصوص خوانندگی ممکنه بین میلیون‌ها نفر فقط برای یکی رخ بده و کسی که قصد موفقیت داره باید خودش رو در یک آزمون قرار بده و یا اینکه تعدادی از دوستان به هم یک کار نو و خاص رو ارائه بدن که بتونه اون‌ها رو به جایی برسونه چرا که برخی مواقع جوان‌هایی که به خودشون ایمان دارن می‌تونن کارهایی رو ارائه بدن که خیلی از صاحبان اسم و رسم نمی‌تونن براشون انجام بدن.

وقتی ازش پرسیدم رمز موفقیت فریدون آسرایی چیه خندید و گفت مگه من آدم موفقی بودم و من گفتم برای من و خیلی های دیگه فریدون آسرایی چه از نظر کار و چه اخلاق آدم موفقیه. بهم گفت من آدم دنیا دیده‌ای هستم و همیشه تلاشم این بوده که خودم باشم و نقش بازی نکنم و سعی کردم اگر کاری از دستم بر میاد برای کسی انجامش بدم و در کل بتونم” انسان” باشم.

آخه فریدون آسرایی تو انجمن حمایت از زندانیان البرز فعالیت می‌کنه و امسال تونسته که یک انسان محکوم به اعدام رو از طناب دار نجات بده و این موضوع رو بزرگترین موفقیت و همچنین بزرگترین هدیه برای خودش می‌دونه.

در آخر هم دلم می خواد آهنگی که فریدون آسرایی دوستش داره رو براتون بذارم تا گوش بدید.

کنسرت فریدون آسرایی ۲۶ مردادماه در شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه برگزار میشه. بعد از اون هم در ۲۴ شهریور ماه و در برج میلاد برای تهرانی‌ها اجرای کنسرت خواهد داشت.

(البته از همین الان بگیم که برای کنسرت برج میلاد ۵ نفر از خواننده‌های خوب مجله برنده بلیط دو نفره خواهند بود) که همین حالا با مراجعه به صفحه شناسنامه می‌تونید از نحوه این قرعه‌کشی با خبر بشید)