بررسی بازی The Banner Saga 3

استودیوی استوئیک به عنوان استودیوی طراح و سازنده ی بازی های مطرح و هیجان انگیز این بار سری سوم بازی The banner Saga را طراحی کرده است تا در کنار سری اول و دوم این بازی که قبلا طراحی و عرضه کرده بود بتواند با طراحی سری سوم این بازی کار خودش را در این بازی به پایان برسد . به نظر شما آیا استودیوی استوئیک با طراحی سری سوم بازی The Banner Saga توانسته است پایان خوبی را برای گیمرها و طرفداران سری اول و دوم این بازی رقم بزند ؟ ادامه ی این مقاله را دنبال کنید تا با بررسی کامل سری سوم بازی The Banner Saga همراه باشید و بتوانید در زمینه ی پایان خوب و یا بد سری سوم این بازی نتیجه گیری کنید .

اولین نسخه از بازی The Banner Saga توسط استودیوی استوئیک طراحی و در سال ۲۰۱۴ عرضه شد و با استقبال شدید گیمرها و طرفداران بازی های استودیوی استوئیک رو به رو شد . جالب است بدانید که آنقدر استقبال از این بازی زیاد بود که استودیوی استوئیک تصمیم گرفت سری دوم این بازی را نیز طراحی کند . درواقع استقبال های شدید بود که این استودیو را برای طراحی و توسعه ی سری دوم بازی The Banner Saga ترغیب کرد .

موفقیت چشم گیر نسخه ی اول بازی The Banner Saga تاثیر فوق العاده مهمی بر تصمیمات استودیوی استوئیک برای طراحی و توسعه ی سری ۲ و ۳ این بازی گذاشت و درست در همان زمان بود که استودیوی استوئیک تصمیم گرفت سری ۲ و ۳ این بازی را نیز طراحی کند . از این رو در همان سال ۲۰۱۴ که نسخه ی اول بازی The Banner Saga منتشر شد نسخه ی دوم آن هم طراحی و منتشر شد . و از آن جایی که سری اول بازی The Banner Saga توانسته بود همه ی گیمرها را شگفت زده کند و همه ی آن ها منتظر سری دوم این بازی بودند ، نسخه ی دوم این بازی نیز با استقبال شدیدی از سوی کاربران و گیمرها رو به رو شد .

در حال حاضر نیز نسخه ی سوم بازی The Banner Saga طراحی و منتشر شده است که این نسخه آخرین نسخه از این بازی هیجان انگیز می باشد که منتشر شده است . می توان گفت استودیوی بازی سازی استوئیک از ابتدای طراحی و انتشار سه سری بازی The Banner Saga کار بسیار دشواری را آغاز کرده و ادامه داده است . چرا که این استودیو از ابتدا سعی کرده است بازی فوق العاده جالب و هیجان انگیزی را برای گیمرها و طرفدارانش طراحی و منتشر کند و پس از آن نیز برای اینکه سری های بعدی بازی The Banner Saga را طراحی و منتشر کند مجبور بوده است به تمامی جزئیات در بازی توجه کند تا نه تنها طرفداران سری اول این بازی را از دست ندهد بلکه باعث شود آن ها بیشتر از سری دوم و سوم این بازی استقبال کنند و همچنین باعث شود کاربران و گیمرهای تازه که سری اول این بازی را اجرا نکرده اند و کاملا از آن بی اطلاع هستند به طرفداران سری های بعدی این بازی بپیوندند تا از این راه هم بتواند طرفداران قبلی خود را حفظ کند و هم به تعداد آن ها بیافزاید . بنابراین می توان نتیجه گرفت دنباله سازی یک بازی برای استودیوی سازنده ی آن اصلا کار آسانی نیست . اکنون این سوال مطرح می شود که آیا استودیوی استوئیک توانسته است با طراحی و انتشار نسخه ی سوم از بازی The Banner Saga ، طرفداران سری اول و دوم این بازی را برای خود نگه دارد و حتی به تعداد آن ها بیافزاید ؟

قبل از اینکه به پاسخ این سوال بپردازیم بهتر است با بیان یک مثال به یک مسئله ی مهم در زمینه ی سری سوم بازی The Banner Saga برسیم . فرض کنید شخصی به شما پیشنهاد می دهد یک فیلم سینمایی فوق العاده مطرح و مشهور که در سه سری ساخته و عرضه شده است مانند ارباب حلقه ها را تماشا کنید . اگر شما در ابتدا به سراغ ارباب حلقه های شماره ۳ بروید بدون اینکه شماره ۱ و ۲ آن را تماشا کرده باشید باز هم با تماشای آن لذت می برید و یا اینکه بدون تماشای شماره ی ۱ ارباب حلقه ها به سراغ تماشای شماره ۲ ارباب حلقه ها بروید باز هم از تماشای آن لذت می برید اما توجه داشته باشید که زمانی حس هیجان و لذت شما تکمیل می شود که از شماره ی ۱ این فیلم سینمایی را شروع به تماشا کنید و سپس به سراغ شماره ی ۲ و ۳ آن بروید چرا که در شماره ی ۱ این فیلم شما به طور کامل با تمامی شخصیت ها و داستان آن آشنا می شوید و هنگام تماشای شماره ۲ و یا ۳ این فیلم سینمایی نیازی ندارید تا از ابتدا با تمامی شخصیت های این فیلم آشنا شوید و یا تازه به دنبال این باشید که اصلا داستان فیلم درباره ی چیست از این رو خیلی بیشتر از زمانی که بدون رعایت ترتیب سری های ۱ و ۲ و ۳ این فیلم آن را تماشا کنید لذت خواهید برد .

دقیقا داستان بازی The Banner Saga نیز به همین شکل می باشد چرا که امکان دارد شما با اجرای سری سوم و یا دوم این بازی بدون اینکه سری اول آن را اجرا کرده باشید از آن لذت ببرید و برای شما هیجان انگیز باشد اما زمانی لذت و حس هیجان شما تکمیل می شود که از سری اول این بازی شروع کنید و درنهایت به سری سوم آن برسید . چرا که در سری اول این بازی به خوبی با تمامی شخصیت های بازی و داستان آن آشنا خواهید شد و تا پایان سری سوم بازی بدون اینکه بخواهید با شخصیت های آن آشنا شوید و بفهمید که قضیه ی آن چیست تنها به بازی کردن و لذت بردن خواهید پرداخت . از این رو پیشنهاد ما به کسانی که تاکنون به اجرای بازی The Banner Saga نپرداخته اند این است که از سری اول این بازی شروع کنند و درنهایت به سری سوم آن برسند چرا که در سری سوم بازی The Banner Saga شخصیت های گوناگونی ظاهر می شوند که اگر شما از سری اول این بازی را اجرا نکرده باشید و از سری سوم آن شروع کرده باشید درحالی که با شخصیت های بازی آشنایی ندارید در کنار ظهور ناگهانی شخصیت های جدید کمی متعجب خواهید ماند . بنابراین اگر نسخه ی اول و دوم این بازی را تجربه نکرده اید در ابتدا به سراغ نسخه ی سوم این بازی نروید و سعی کنید از نسخه ی اول آن شروع کنید .

حالا نوبت به پاسخ سوالی که در ابتدا مطرح کرده ایم رسیده است ، آیا استودیوی استوئیک توانسته است بازی The Banner Saga را در سه سری به بهترین شکل ادامه دهد تا علاوه بر حفظ طرفدارن سری اول و دوم این بازی به تعداد آن ها نیز بیافزاید؟ در واقع کیفیت نسخه ی سوم بازی The Banner Saga تا این حد راضی کننده بوده است ؟ در پاسخ به این سوال باید یک بله ی کاملا قطعی بدهیم چرا که هم داستان بازی۳ The Banner Saga در سطح خیلی خوبی ارائه شده است و هم این بازی دارای کیفیت فوق العاده بالایی می باشد .

داستان بازی The Banner Saga در دو بخش روایت می باشد که بخش اول از داستان بازی به قهرمانانی اختصاص داده شده است که پشت دیوارهای یک شهر محاصره شده اند . و بخش دوم از داستان این بازی نیز به شخصیت هایی اختصاص داده شده است که در فاصله ی مسافتی خیلی دورتر در حال مبارزه با دشمنان خود می باشند . ویژگی که سطح داستان بازی را فوق العاده بالا و همچنین واقعی جلوه می دهد شخصیت پردازی فوق العاده ای است که در این بازی صورت گرفته است . به گونه ای که استودیوی استوئیک با شخصیت پردازی بی نظیر کاراکترهای بازی سعی کرده است حس و حال هر یک از کاراکتر ها را به صورت خیلی واقعی به گیمرها جلوه دهد تا گیمرها لحظاتی که در این بازی سپری می کنند خود را در دنیای دیگری ببینند و حس کنند .

شاید با خودتان فکر کنید داستان سری سوم بازی The Banner Saga که روایتی از دو جهان مختلف می شود چندان جالب نیست و از خودتان بپرسید چطور ممکن است داستان یک بازی درمورد اتفاقات دو جهان خیلی دور از یکدیگر باشد ؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم که دو روایت مختلف از دو جهان در داستان این بازی باعث شده است تا داستان بازی The Banner Saga از سایر داستان های بازی هایی که تاکنون دیده اید متمایز باشد و مهم ترین امتیاز این بازی این است که به خوبی توانسته است دو روایت از دو جهان در داستان بازی با یکدیگر مرتبط کند به گونه ای که گیمر به هیچ وجه دچار سردرگمی نمی شود . یکی از مزیت هایی که دو روایت از دو نقطه ی جهان در داستان این بازی آورده شده است این است که باعث تغییر حس و حال محیط بازی می شود از این رو بازی برای گیمر حالت تکرای و یکنواختی پیدا نمی کند و کاملا متنوع خواهد بود .

درصورتی که یک گیمر باشید و بازی های زیادی را اجرا کرده باشید حتما می دانید که وعده ی همه ی آن ها به شما این بوده است که بازی X همان بازی است که شما به عنوان گیمر در آن تصمیماتی که می گیرید اعمال می شود و تصمیمات شما در بازی پیامد های مهمی دارند . اما وقتی که وارد بازی شده اید و مدت زمان کمی را در آن گذرانده اید متوجه شده اید که تمامی وعده هایی که به شما داده شده بوده است پوچ بوده و بازی که آن را اجرا کرده بودید همان بازی واقعی و متنوعی که انتظارش را داشته بودید نبوده است . اما خبر خوش این است که بازی The Banner Saga برخلاف بازی های دیگر هیچ وعده ی پوچی به گیمرها نمی دهد و این مسئله را می توان به وضوح در این بازی به ویژه ی نسخه ی سوم آن درک کرد چرا که تصمیماتی که شما در این بازی می گیرید تاثیر مستقیمی بر روی روند ادامه ی بازی دارد . به گونه ای که در حین بازی خودتان می بینید که تصمیمات شما باعث می شود شخصیت های جدیدی به جمع شما بپیوندند و یا شخصیت هایی از جمع شما حذف شوند و … . البته توجه داشته باشید که تصمیمات شما در حین بازی تنها به افزایش و کاهش شخصیت های مختلف محدود نمی شود بلکه تصمیمات شما می تواند بر روی مسائل خیلی مهم تری مانند مرگ و زندگی افراد در بازی تاثیر گذار باشد . از این رو در بازی The Banner Saga به ویژه در سری سوم این بازی به خوبی می توانید تاثیرات تصمیمانتان بر روی بازی را ببینید و آن ها را حس کنید . درنتیجه بازی برای شما فوق العاده هیجان انگیز می شود به گونه ای که شاید ساعت ها بدون اینکه متوجه زمان شوید در پای کنسول بازی خود میخکوب شوید و در بازی محو شوید .

در کنار تمامی مزیت هایی که بازی The Banner Saga دارد یک عیب بزرگ نیز دارد البته باید اشاره کنیم که این مشکل مربوط به داستان بازی نمی باشد به گونه ای که استودیوی طراح بازی The Banner Saga ، یعنی استودیوی استوئیک این بازی را به نحوی طراحی و تولید کرده است که مکالمه ی بین افراد و شخصیت های موجود در این بازی زیاد می باشد . البته به این دلیل مکالمه ی بین شخصیت های این بازی زیاد است که تمامی تصمیم گیری های گیمر از مکالمه ی بین شخصیت ها نشات می گیرد و همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم تصمیماتی که گیمر می گیرد تاثیرات فوق العاده زیادی بر روی روند بازی دارد از این رو مکالمات بین شخصیت های بازی زیاد می باشد . البته نمی توان گفت که زیاد بودن مکالمه ی بین شخصیت ها در این بازی یک ایراد است درواقع مشکل اساسی زمانی شروع می شود که به جای شنیدن صدای شخصیت ها در این بازی مکالمه ی بین آن ها را باید در قالب متن مانند زیر نویس در پایین صفحه نمایش خود دنبال کنید . به گونه ای که گیمر تنها صورت شخصیت های بازی را می بیند که رو در روی یک دیگر قرار گرفته اند و بدون اینکه هیچ نوع صدایی از مکالمه ی آن ها پخش شود در حال مکالمه با یکدیگر هستند و صحبت های آن ها در قالب متن در پایین صفحه نمایش داده می شود . شاید بهتر بود استودیوی استوئیک به جای نمایش مکالمه ی بین شخصیت های بازی در قالب یک متن به شکل زیرنویس از صداگذاری در شخصیت ها استفاده می کرد تا هم بازی The Banner Saga از چیزی که است خیلی جذاب تر جلوه کند و هم اینکه باعث خسته شدن گیمر نشود چرا که گیمر به جای اینکه بیشتر تمرکز خود را بر روی مبارزه در بازی بگذارد مجبور است مکالمه های بین شخصیت های بازی را دائما بخواند تا متوجه شود باید چه کاری انجام دهد و چه تصمیمی بگیرد . علاوه بر این مکالمات شخصیت های بازی به صورت زیرنویس باعث می شود بازی حالت خیلی خشکی را به خود بگیرد . مطمعنا هر گیمری ترجیح می دهد که در حین بازی مکالمات بین شخصیت های بازی را توسط صداگذاری های قوی بشوند نه اینکه آن ها را مانند زیرنویس بخواند تا هم از جذابیت بازی کم شود هم اینکه تمرکز خود را از دست بدهد .

خیلی عجیب است که چنین استودیوی قدرتمندی در زمینه ی طراحی و توسعه ی بازی های هیجان انگیز به ویژه بازی The Banner Saga چنین مسئله ی بزرگی را ندیده گرفته است و از صداگذاری در شخصیت های بازی استفاده نکرده است البته عجیب تر از همه این است که در برخی از بخش های بازی شاهد صداگذاری بر روی شخصیت های بازی و همچنین راوی داستان می باشیم که این صداگذاری ها از کیفیت فوق العاده بالایی برخوردار می باشد و درست در همین لحظه مجددا این سوال برای ما مطرح می شود که چرا استودیوی استوئیک تنها در بخش هایی از بازی از صداگذاری با کیفیتی برای راوی داستان بازی استفاده کرده است و چرا از این صداگذاری با کیفیت برای مکالمه ی شخصیت های بازی استفاده نکرده است تا گیمر مجبور نباشد مکالمه ی بین شخصیت های بازی را به صورت زیرنویس بخواند ؟

در کنار مشکل بزرگ عدم صداگذاری بر روی شخصیت های بازی در حین مکالمه ، که در بازی The Banner Saga دیده می شود ویژگی های خارق العاده زیادی در این بازی وجود دارد که می تواند مشکل مذکور را کمی پوشش دهد . که یکی از این ویژگی های مثبت ، پایان منحصر به فرد داستان این بازی می باشد به گونه ای که استودیوی استوئیک علاوه بر اینکه توانسته است داستان بازی The Banner Saga را از سری اول آن تا آخرین سری یعنی سری سوم این بازی به خوبی و به شکل فوق العاده جذابی ارائه دهد توانسته است داستان این بازی را به شکل فوق العاده خوبی پایان دهد . ادامه ی داستان بازی The Banner Saga از سری اول تا سری سوم به شکل خستگی ناپذیر و جذاب در کنار پایان فوق العاده خوب آن باعث می شود گیمرها بخواهند این بازی را بارها و بارها اجرا کنند و بدون اینکه این بازی برای آن ها تکراری شود و از آن خسته شوند بارها محو آن شوند .

همانطور که داستان بازی The Banner Saga نقش مهم و اساسی را در آن ایفا می کند گیم پلی هم در آن بی تاثیر نیست و به اندازه ی داستان بازی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد . به این شکل که در ابتدا با گیم پلی بازی رو به رو می شوید اما پس از پشت سر گذاشتن گیم پلی آن متوجه می شوید با یک بازی کاملا تاکتیکی رو به رو هستید . دلیل تاکتیکی بودن بازی The Banner Saga این است که تمامی حرکات و تصمیمات شما در این بازی در ادامه ی روند آن فوق العاده تاثیرگذار می باشد . علاوه بر این ، بازی The Banner Saga به گونه ای طراحی شده است که شما باید در مبارزات گوناگونی شرکت کنید که جالب ترین ویژگی آن در این زمینه مرتبط به گروه مبارزاتی شما می باشد . چرا که شما قبل از آغاز مبارزه در بازی می توانید افراد گروه خود را برای مبارزه با دشمنان انتخاب کنید .

مبارزات طراحی شده در بازی The Banner Saga به دو دسته تقسیم می شوند به گونه ای که گیمر در وهله ی اول با مبارزاتی که درجه ی سختی ندارند و قرار نیست چالش های خاصی را تجربه کند رو به رو می شود اما در وهله ی دوم و به تدریج نوبت به مبارزاتی می رسد که از درجه ی سختی بالایی برخوردار می باشد . به گونه ای که از ابتدای بازی تا پایان آن گیمر با عملکردها و مبارزات هوشمندانه تری از سوی دشمن خود رو به رو می شود به نحوی که از اواسط بازی تا پایان آن با چالش هایی رو به رو می شوید که حل کردن و گذشتن از آنها برای شما خیلی شیرین خواهد بود .

یکی دیگر از ویژگی های فوق العاده ی بازی The Banner Saga سیستم ارتقای آن می باشد به گونه ای که پس از پیروزی در هر مرحله از سوی بازی به شما یک Renown  داده می شود که با استفاده از آن می توانید گروه مبارز خود را برای مرحله ی بعد ارتقا دهید تا در مرحله ی بعد دارای آپشن ها و قدرت های بیشتری برای مبارزه با دشمن باشند . البته امکانات و آپشن هایی که سیستم ارتقای بازی The Banner Saga در اختیار شما قرار می دهد به همین جا ختم نمی شود چرا که با استفاده از امکانات متعدد این سیستم در بازی می توانید هر یک از افراد گروه خود را به هر شکلی که دوست دارید ارتقا دهید و یا اینکه برخی از توانایی های افراد گروهتان را که می دانید فوق العاده برای شما در مبارزات کارایی دارد ارتقا دهید .

با بررسی تمامی ویژگی های بازی The Banner Saga در این مقاله به این نتیجه می رسیم که این بازی در کنار تنها مشکلی که در زمینه ی عدم صداگذاری بر روی شخصیت های بازی در حین مکالمه دارد دارای ویژگی ها و همچنین داستان و گیم پلی فوق العاده ای می باشد که همه ی این ها در کنار یکدیگر باعث شده است تا سری سوم بازی The Banner Saga مانند سری اول و دوم آن فوق العاده باشد . از این رو می توان گفت استودیوی استوئیک باز هم موفق شد سری دیگری از بازی The Banner Saga را به بهترین شکل ممکن به کاربران خود ارائه دهد .

منبع

دیدگاهتان را بنویسید