بلاگ

افول نشریات یا بی محلی کسب و کارها

وقتی صحبت از روابط عمومی و کارکردهای آن به میان می آید، این بی انصافی است که نقش رسانه را جدی نگیریم. گاها دیده می‌شود کارشناسان روابط عمومی و برگزارکنندگان رویدادهای مرتبط با این حوزه، فراموش می‌کنند که این رسانه‌ها بوده و هستند که انها را به اهدافشان رسانده‌اند.
نقش رسانه در شکل گیری فرایندی همچون روابط عمومی انکار ناپذیر است. چرا که اگر رسانه‌ها نبودند هیچ گاه موضوعی به نام روابط عمومی هم به وجود نمی‌آمد.
اما حالا شاهد آن هستیم که کارشناسان بی‌تجربه روابط عمومی‌ تیشه به ریشه رسانه‌ها زده اند. خیل کارشناسان روابط عمومی که هر روز از یک جا مثل قارچ سردر می‌آورند و با مشاوره به شرکت‌ها وعده‌های زود بازده می‌دهند و راه میانبر شبکه‌های اجتماعی را به جای مسیر منطقی رسانه‌های رسمی جلوی پای شرکت ها می‌گذارند.
کافیست این روزها چرخی در فضای مجازی بزنید تا با انواع و اقسام کارشناسان، متخصصین و پدران روابط عمومی نوین و الکترونیکی و امثال اینها آشنا شوید. ۲ میلیون عضو ایرانی شبکه لینکدین یا مدیرعامل اند و یا متخصص pr و تولید محتوا.
همین نگاه گذرا کافیست تا متوجه شویم چه عواملی باعث دور شدن کسب و کارها از مسیر درست معرفیشان در جامعه شده است.
همین رفتار نا آگاهانه مدیران شرکت‌ها باعث فاصله گرفتن کسب و کارها از رسانه‌های رسمی شده است. در دنیای پر شتاب امروزی کافیست اتصال بین یک بخش با بخش دیگری قطع شود، همین کافیست تا یکی بماند و دیگری به سرعت دور شود.
طی ۱۰ سال اخیر شاهد آن هستیم که رسانه های چاپی یا همان مطبوعات یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و جای خود را به صفحات و کانال‌های شایعه پراکنی می‌دهند.
کارشناسان مختلف دلیل افول رسانه‌های چاپی را سونامی رسانه‌های دیجیتال و از همه مهم تر ضریب نفوذ بالای شبکه های اجتماعی می‌دانند. اما این موضوع فقط باعث این اتفاق نبوده است. کارشناسان کم تجربه روابط عمومی به دلیل عدم شناختشان نسبت به انواع رسانه‌ها و تاثیر کارکردشان و از همه مهمتر متبحر نبودن در برقراری ارتباط با رسانه‌ها، آنها را از چرخه ارتباطی سازمان‌ها حذف کرده و روی به شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها آوردند.
فارغ از اینکه هر دوی آن‌ها رسانه‌اند اما کارکردشان و زمان مراجعه به هر کدامشان متفاوت است. متخصصین روابط عمومی نمیدانستند که رسانه نمی‌تواند بنگاه شایعه پراکنی باشد چرا که در رسانه‌های رسمی منبع خبر و محتوا در درجه اول الویت قرار دارد. اما هر مطلبی از کذب و دروغ ، شایعه و تهمت قابلیت انتشار در شبکه های اجتماعی را دارد.
آنها نمیدانستند که رسانه‌های رسمی کارکردشان اعتماد سازی است. این در حالیست که کانال‌های غیر رسمی موج بی اعتمادی را در جامعه رواج می‌دهند.
اما آیا نگاه کسب و کارهای غربی هم با آن دستگاه عریض و طویل رسانه ایش همچون نگاه کسب و کارهای داخلی است؟ پاسخ منفی ست.
برای پاسخ دقیق تر به این سئوال کافیست یک نشریه قدیمی را که پس از گذشت ۲ قرن فعالیت همچنان منتشر می‌شود را بررسی کنیم.

گاردین یک روزنامهٔ بریتانیایی است که از سال ۱۸۲۱ میلادی منتشر می‌شود. هفته‌نامهٔ خواهر این روزنامه، آبزرور نام دارد.
روزنامه گاردین در بسیاری از مواقع، به راحتی از سیاست‌های دولت بریتانیا به شدت انتقاد کرده و حتی دولت و دولت مردان را به باد تمسخر گرفته. به عنوان مثال، گاردین در زمان ورود بریتانیا به جنگ‌های افغانستان و عراق، یکی از منتقدین جدی و صریح دولت کارگری تونی بلر بود.
گاردین هر روز هفته یک ضمیمه به اسم G2 یا همان گاردین دوم را نیز منتشر می‌کند که به‌طور مرتب و ثابت، هر روز اخبار مربوط به یک حوزه خاص را پوشش می‌دهد؛ به عنوان مثال هر دوشنبه بحث‌های مرتبط با رسانه را دنبال می‌کند که این شامل اخبار مربوط به رسانه و حتی آگهی‌های استخدام برای شغل‌های رسانه ای نیز هست.
بخش آنلاین گاردین نیز مثل هر رسانه موفق دیگری، به اهمیت نقش مخاطب توجه کرده و امکانات مختلفی را برای ارتباط دو طرفه بوجود آورده است.(برگرفته از ویکی‌پدیا)
همانطور که خواندید گاردین بخش آنلاین نیز دارد اما همچنان روزانه ۱۰۰ هزار تیراژ خود را حفظ کرده است. بسیاری از نام های تجاری معتبر اروپایی و امریکایی همواره بسته‌های خبری و آگهی‌های تبلیغاتی خود را در این نشریه به چاپ می رسانند و همین امر باعث بقای یک رسانه شده است.
حالا در کشور ما نشریات پر تیراژ و تاثیرگذارمان به باد فراموشی سپرده شده اند و صاحبیت کسب و کارها آن ها را به کلی فراموش کرده‌اند و برای معرفی خود و دستاوردهایشان دل به چند شبکه اجتماعی و تعدادی اینفلوئنسر بسته اند.
اگرچه به هیچ وجه منکر تاثیر اینفلوئنسر مارکتینگ و تبلیغات شبکه های اجتماعی با توجه به کاربران چند ده میلیونی شان نمی‌شویم، اما همانطور که گفتیم هر کدام از این دسته رسانه‌ها کار کردهای خودشان را دارند.
شاید بهتر باشد که کسب و کارها و برندها کمی در ارتباط با انتخاب رسانه‌ها متفکرانه تر تصمیم بگیرند. چراکه بقای برندها و رسانه‌ها به هم گره خورده است. هممانطور که شاهد افول مطبوعات بودیم، بعید نیست در آینده ای نزدیک شاهد وقوع این اتفاق برای برندها نباشیم.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

بستن
بستن